معرفی جایگزین‌هایی برای شیوه تفکر در حسابداری: «رویکرد انتقادی» و «تفکر بینابینی»

نوع مقاله: مقاله پژوهشی

نویسندگان

1 دانشیار حسابداری دانشگاه اصفهان

2 استادیار حسابداری دانشگاه اصفهان

چکیده

رویکرد هنجاری (دستوری) مدت­ها بعنوان رویکرد قالب در پژوهش­های حسابداری مورد استفاده قرار می­گرفت. در این رویکرد، یک مجموعه اهداف بزرگ و کلی برای حسابداری، تعریف شده و بر آن اساس مجموعه­ای از بایدها و نبایدها تدوین و ارائه می­شد که در مرحله عمل، لزوماً قابلیت کاربرد نداشت. تقریباً از دهه 1970 در پژوهش­های حسابداری، یک تغییر جهت به سمت رویکرد اثباتی (توصیفی) ایجاد شد. هدف از این تغییر جهت این بود که یک تئوری توصیفی در حسابداری شکل بگیرد که توانایی تبیین و پیشی­بینی نحوه عمل حسابداران، مدیران و کلیه افراد مرتبط با شرکت­ها را داشته باشد. در همین راستا واتس و زیمرمن در سال 1986 تئوری­ اثباتی حسابداری را ارائه دادند. در حال حاضر عمده پژوهش­های تجربی در رشته حسابداری، با رویکرد اثباتی در حال انجام است. به این رویکرد، انتقاداتی وارد شده و جایگزین­هایی نیز برای آن پیشنهاد شده است. لافلین (1995) یکی از متفکران حسابداری است که با تکیه بر «نظریه انتقاد» الگویی را برای پژوهش­های تجربی حسابداری ارائه داده است که به «تفکر بینابینی» مشهور است. مقاله­ی حاضر قصد دارد ضمن مرور اجمالی رویکردهای هنجاری و اثباتی در حسابداری، به معرفی «نظریه انتقاد» و «تفکر بینابینی» پرداخته و پس از بررسی ویژگی­های آنها، به توضیح جایگاه و نقش این دو در پژوهش­های تجربی حسابداری بپردازد.

کلیدواژه‌ها